تبليغاتX
شاسوکا

سایت نشانگر ، بزرگترین وب دایرکتوری ایران ، سایت تبلیغات و ثبت آگهی ، محیط تجارت الکترونیک ، B2B ، سایت خبری ، مقالات ، فرهنگ لغات و اصطلاحات http://www.neshangar.com

سایت نشانگر سایت ثبت انواع تبلیغات و آگهی
وب سایت اینترنتی وب دایرکتوری یا لینکستان
مجموعه ای عظیم از لغات و تعاریف آن تحت عنوان لغتنامه و دیکشنری
بزرگترین و جامع ترین محیط تجارت الکترونیک در ایران
ارتباط Business to Business یا B2B
سایتی از انواع اخبار مرتبط با موضوع آگهی یا رپرتاژ آگهی
سایتی از انواع مقالات در زمینه های مختلف

سایت ParsCMS بهترین و قوی ترین وب سایت جهت طراحی و پیاده سازی انواع وب سایتهای اینترنتی ، پرتال پارس جهت طراحی سایت شما ، پورتال ParsCMS محصول شرکت توسعه مجازی ، گرافیک وب ، هاست و دامین و دومین

ثبت دامنه ، دامین ، دومین ، domain

اختصاص فضا ، هاست و اجاره آن

طراحی وب سایت با CMS و سیستم مدیریت محتوای Pars

طراحی گرافیکی ، وب دیزاین و ...

شاسوکا
... و عشق را رعایت کرده ایم .

آينده نزديك مردان ( اينم برا خوشحالي خانوما ) | نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 11:12 قبل از ظهر توسط مسیح

 

سال ۱۳۳۶

دختر خونواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شون است. دختر خونواده براي دختر همسايه تعريف مي كنه: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايه مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره!


 
سال ۱۳۴۶

پدر خونواده با عصبانيت وارد اتاق مي شه و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زنه: دختره چشم سفيد حالا واسه من دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گن آقا رضا غيرتِ تو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشه و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گن؟
مادر خونواده با لحن التماس آميز مي گه: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كه دخترش به دانشگاه بره. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كنه و مادر مي گه: مرد، خدا سايه تو را از سر ما كم نكنه!


 
سال ۱۳۵۶

فريادِ مردِ خونواده تمام كوچه را پر مي كنه: چي؟! مي خواد بره سرِ كار؟! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد بشين...
كسي از روي نعش مرد خونواده رد نمي شه ولي دختر خونواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي ره. صداي مادر خونواده به گوش مي رسه: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كنه!


 
سال ۱۳۸۶

مرد خونواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه اومدم خواستگاريت، گفتم دلم نمي خواد زنم از اين مانتوها بپوشه و آرايش كنه، گفتي دوره اين اٌمٌل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خونه خريدي به جاي مهريه خونه را به نامم كن، گفتم چشم! اون اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گي بشينم توي خانه بچه داري كنم؟

زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمه ماشينت مي ره. حالا اگر بشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمون كم مي شه هم بچه مون وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي بره... آفرين عزيزم ... خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه داره...


 
سال ۱۴۸۶

زن خونواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستات به روشن فكري معروفي. آخه چه اشكالي داره؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟
پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كنه و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شوه زن با عشوه مي گوه: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر ماست؟
 

سال ۱۵۸۶

چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند.
- آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شده مردهاست...
- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونه بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمون مي دن و زنمون هم مارا استثمار مي كنه...
- خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و...
در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شه! زن مي گه: خدا سايه شما مردها را از سر سبزي ها كم نكنه!

سال ۱۶۸۶

راديو، موج FM، شبكه پيام (صداي يك خانم)
بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايه آخرين نمونه نادر از جنس «مرد» از روي كره زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخه زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي عزيز خواهم بود. دينگ دينگ!

 

 


منوهای اصلی
خانه
ایمیل
آرشیو
RSS
آرشیو
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
پیوندها
قالب رایگان بلاگفا
انديشه سرا
.:گيلاس:.
عاشقانه های دختری از تبار آریا
بی تو مهتاب...
نامه به بابالنگ دراز ( نامه های تنهایی )
ستاره کمیاب
درخشش ابدی ذهن یک LiMoO
مهتاب خانومي (مهولي)
دنیای من
نمیدانم چرا رفتی.... شاید خطا کردم
نامه ای به دوست
Only Play Computer
اسکل(انجمن سری کارشناسان لایق)
مثل قطره (سعيد عزيزم)
معرفی نویسنده

شاسوكا ، نام يكي از شاهان ساساني مي باشد .
تمام حقوق مادی و معنوی برای نویسنده محفوظ است.